• باورهاي نادرست در درمان درد

     

    رشته فلوشيپ (فوق تخصص) درد ، رشته نوظهوري است که در دنيا و به تبع آن در ايران لبه مرز علم حرکت مي کند.همکاران اين رشته ابتدا دوره 4 ساله تخصص بيهوشي را گذرانده و پس از پذيرفته شدن در آزمون سراسري فلوشيپ، دوره 18-24 ماهه فوق تخصصي را مي گذرانند که در اين مدت مهارتهاي تشخيص صحيح علل دردهاي حاد و مزمن و همچنين راههاي درمان دارويي و غير دارويي آنها از قبيل بيحسي و سوزاندن عصبها ، تکنيکهاي روانشناسي کنترل درد ، طب سوزني و … را فرامي گيرند.

    نو بودن اين رشته ،در مواردي موجب شده است که قضاوتها و باورهاي نادرستي در زمينه کنترل دردهاي حاد و مزمن و روشهاي مورد استفاده در اين رشته نوپا در بين عموم مردم و حتي همکاران پزشک پديد آيد.لذا در اين مجال بعضي از اين سوالات و ابهامات را مورد بحث و بررسي قرار ميدهم:

     آيا کنترل درد بيماران موجب تاخير در تشخيص يا عدم تشخيص شرايط خطرناک در بيمار ميشود؟

    لازم است بدانيم که درد به طور کلي به دو دسته حاد ومزمن تقسيم مي شود.در موارد درد حاد (دردهايي که از کمتر از 3 ماه قبل شروع شده اند) لازم است قبل از کنترل درد (مگر در موارد شديد و طاقت فرسا) علت درد بيمار تشخيص داده شود.به عبارت ديگر در دردهاي حاد اگر چندان شديد و غيرقابل تحمل نباشد بهتر است قبل از کنترل درد دنبال علت آن گشت تا کنترل درد به تنهايي موجب آسودگي خيال بيمار و عدم پيگيري اقدامات تشخيصي نشود ولي در موارد دردهاي شديد ، لازم است که همراه با اقدامات تشخيصي ، کنترل درد نيز انجام شود.از طرفي در دردهاي مزمن (مثل آرتروز مفاصل ، دردهاي سرطاني ، سردردها و …) خود درد ، يک جزء اساسي بيماري محسوب مي شود و کنترل درد يک هدف اصلي است.لذا در بيماران مبتلا به درد مزمن بخصوص در مواردي که درمان بيماري زمينه اي بطور کامل ميسر نباشد بايد کنترل درد بيمار به عنوان هدف اصلي مد نظر باشد.

     آيا براي کنترل دردهاي مزمن فقط مسکنهاي قوي و داراي عوارض شديد تجويز مي شود؟

    درمان دردهاي مزمن شامل روشهاي دارويي و غيردارويي متعدد و متنوعي است.در بسياري از موارد دردهاي مزمن اين روشهاي درماني هم اصل بيماري را کنترل مي کند و هم درد بيمار را از بين مي برد.درمانهاي دارويي شامل انواع داروهاي مسکن و مخدر ، داروهاي ضدافسردگي ،داروهاي ضدتشنج ، شل کننده هاي عضلاني و … بوده که با توجه به شرايط و بيماريهاي زمينه اي بيمار تجويز مي گردد.درمانهاي غير دارويي شامل درمانهاي فيزيکي ، بلوکهاي عصبي (بي حسي و سوزاندن عصبها) ، تزريقهاي داخل و خارج مفصلي ، طب سوزني و حتي کارگذاري وسايلي در بدن مانند الکترودهاي تحريک عصب ، پمپهاي درد قابل کاشت در بدن در بيماران سرطاني و نيز جراحيهاي با حداقل تهاجم (بدون برش پوست) مثلا در موارد دردهاي ناشي از ديسک و… است که همگي توسط همکاران فلوشيپ درد قابل انجام است.

     آيا کنترل درد بيماران باعث فشار آوردن بيشتر و تشديد بيماري مي شود؟

    کنترل درد در بيماران مبتلا به درد مزمن معمولا در شرايطي صورت مي گيرد که درمان بيماري زمينه اي به طور کامل قابل انجام نباشد مثلا در مورد آرتروز پيشرفته زانو که عمل تعويض مفصل به خواست بيمار يا با توجه به شرايط سني و جسمي وي قابل انجام نباشد يا در بيماري که سرطان پيشرفته اي دارد و اقدامات جراحي يا شيمي درماني کمکي به بهبود بيماري وي نمي کند ، معمولا در اين موارد از اقدامات مداخله اي درمان درد استفاده مي شود.در اينجا بيماري آن قدر پيشرفته است و شرايط بيمار به گونه اي است که کنترل درد در پيشرفت بيماري تاثيري نخواهد داشت.

    آيا لزومي براي کنترل درد وجود دارد يا فقط با درمان خود بيماري ، درد هم از بين مي رود؟

    در بسياري از موارد درمان بيماري زمينه اي در نهايت منجر به بهبود درد بيماران ميشود ولي نکته اينجاست که در بيماريهاي مزمن اين روند ، طولاني و مستلزم اقدامات تشخيصي و درماني متعددي است و دراين مدت ، وجود درد در بيمار منجر به اخلال در کيفيت زندگي وي و اطرافيانش خواهد شد.همچنين وجود درد ممکن است منجر به ناتوانيهاي طولاني مدت شود مثلا حرکت ندادن مفاصل به علت درد مي تواند باعث خشکي مفصل و ناتواني دائمي شود.بنابراين لازم است جدا از درمان خود بيماري ، درمان درد بيمار به طور جداگانه مد نظر قرار گيرد.

     آيا درمانهاي مداخله اي درد باعث فلج شدن يا عوارض شديد مي شود؟

    متاسفانه اين ترس بيهوده و اين باور نادرست باعث مي شود بسياري از بيماران جهت ادامه درمان و اقدام به درمانهاي مداخله اي مراجعه نکنند و از مزاياي آن محروم بمانند.البته ذکر اين نکته ضروري است که متاسفانه اين باور نادرست به اين علت شکل گرفته است که اين اقدامات مداخله اي گهگاه توسط پزشکاني انجام مي گردد که دوره فلوشيپ (فوق تخصص) درد را طي نکرده و با عناوين جعلي مثل “متخصص دردشناسی” و موارد شبيه به اين به درمان غيراصولي بيماران مي پردازند و اين در حالي است که آموزشهاي لازم در زمينه تشخيص صحيح ، انتخاب روش مناسب و انجام اصولي ودرست اين روشها را نديده اند که اين در بسياري موارد منجر به عدم پاسخ مناسب و در مواردي بروز آسيب جسمي و مالي به بيمار و عوارض جبران ناپذير شده و درنهايت موجب سلب اعتماد بيماران از اين روشها مي گردد.

    در اينجا بايد به بيماران اين اطمينان را بدهم که در صورتي که اين درمانها توسط پزشکي که دوره هاي لازم را گذرانده و باعنوان فلوشيپ (فوق تخصص) درد  کار ميکند انجام شود با توجه به آموزشهاي صحيح و استفاده از وسايل کمکي مثل راديولوژي و سونوگرافي در حين انجام کار ، احتمال آسيب و عوارض بسيار ناچيز خواهد بود.

     آيا درمانهاي مداخله اي دردهاي مزمن ، موقتي و گذرا هستند؟

    گرچه اين باور در موارد معدودي درست است ولي بطور کلي در صورتي که روند درمان تکميل شود و بعد از بلوک (بيحسي) تشخيصي عصبها و اثبات تشخيص بيماري و ميزان اثر بخشي اين روشها ، مرحله نهايي يا همان نوروليز (سوزاندن) عصب با استفاده از الکل يا امواج راديوفرکونسي انجام شود ، مدت بي دردي بيمار طولاني مدت خواهد بود.البته در مواردي مانند آرتروز پيشرفته مفاصل با توجه به اينکه بيماري زمينه اي بجز با عمل جراحي قابل درمان قطعي نيست درمانهاي مداخله اي درد (در اينجا بلوک اعصاب زانو) مي تواند به مدت 6-12 ماه باعث بهبود کيفيت زندگي بيمار و بهبود راه رفتن وي در حد نيازهاي روزانه اش بشود و مي توان اين درمانها را بارها بدون مشکل تکرار کرد.

    در پايان لازم ميدانم اين نکته را خاطر نشان کنم که روشهاي درماني مداخله اي درد ، هميشه به عنوان آخرين راه در درمان دردهاي مزمن به شمار نميرود و در بسياري از موارد مثلا در سرطانهاي پيشرفته مثل سرطان هاي احشاي شکمي (پانکراس ، کبد ، روده ها ، رحم ، مثانه و … ) ميتواند در بدو تشخيص در کنار ساير روشهاي درماني به بهبود کيفيت زندگي بيمار کمک کند.

    Leave a reply →

پاسخ

انصراف

Photostream